حسینحسین، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 16 روز سن داره

زندگی مامان وبابا

صلح حیوانات

مزرعه بزرگي در كنار جنگل قرار داشت . اين مزرعه پر از مرغ و خروس بود . يك روز روباهي گرسنه تصميم گرفت با حقه اي به مزرعه برود و مرغ و خروسي شكار كند . رفت ورفت تا به پشت نرده هاي مزرعه رسيد . مرغها با ديدن روباه فرار كردند و خروس هم روي شاخه درختي پريد .   روباه گفت : صداي قشنگ شما را شنيدم براي همين نزديكتر آمدم تا بهتر بشنوم ، حالا چرا بالاي درخت رفتي ؟   خروس گفت : از تو مي ترسم و بالاي درخت احساس امنيت مي كنم .   روباه گفت : مگر نشنيده اي كه سلطان حيوانات دستور داده كه از امروز به بعد هيچ حيواني نبايد به حيوان ديگر آسيب برساند .   خروس گردنش را دراز كرد و به دور نگاه كرد ...
11 بهمن 1391

پرفسور مامان و بابا

پسر گلم خیلی بچه با علاقه ای هستی از همه چی دوست داری سر در بیاری  . مصطفی ( پسر خاله ) کتاب مدرسه خودش بهت داد که تو بتونی از اون استفاده کنی و خیلی چیزها از کتاب یاد بگیری و خیییییییییییییییییییییییییییییییلی عااااااااااااااااااااااااالی میتونی شکل ها و اشیا را از کتاب تشخیص بدی اینم عکسی از درس خوندنت ...
8 بهمن 1391

میوه های خوشمزه حسین

پرتقال : پتعال                سیب : تفاح                        کیوی : کیوی             انار : رمان انگور : عنب                      هندوانه : هجی                  موز : موز ...
8 بهمن 1391

کاش بچه بودیم

بچه ها به ۵ دلیل دوست داشتنی هستند: ۱.گریه می کنند چون گریه کلیدبهشته. ۲.قهرکه می کنند زودآشتی می کنند چون کینه ندارند. ۳.چیزی که می سازند زود خراب می کنند چون به دنیا دلبستگی ندارند. ۴.باخاک بازی می کنند چون تکبر ندارند. ۵.خوراکی که دارند زود می خورند و برای فردا نگه نمی دارند چون آرزوهای دراز ندارند. ...
6 بهمن 1391